در سرزمین خواب وخیال...محمد آبزن
تعبیر این رویا...

یک جای تنگ..

سخت میگذرد..

بدون هیچ..

من و دو تخت خالی..جایم بین آنهاست....نشسته و غریب از اینها که کجا میروم.چرا و آیا پایانی هست؟!

راهی هست؟!چگونه خالی شوم از فرار از ترس از همه رنگهای سیاه این اتاق

پوچی فریاد میزند صبح را شب شب را صبح صدا میزند..

من و یک راه مجازی تنها دردم را جدا کرده که آن هم گاه گاهی میرود پی بازی اش..فقط نوای چند موزون مرا تسکین میدهد.

دردهای سرم بی اندازه داد میزنند

ول میکنند مرا شب های نیمه نشسته رابا درد روزهای بی فشار را با زجر...گاهی یک صدا از دریچه یک سوراخ..گاهی کابوس های خط خطی گاهی توان بلند نشدن

از این داروها خسته ام من مریضم....بیمارم..

آزادی رهایم کن....!

[ دوشنبه 17 آذر1393 ] [ 22:2 ] [ محمدabzan ]

نه یک لحظه من از تو نا امیدم

خودم رو از نگاهت دور ندیدم

 

میری تا دوروقصدت رفتنه خوب

منم تو فکرتم این شبهاتا صب

 

چقدر نقشه کشیدیم واسه فردا

یه نقاشی ؛منو تو روی ابرا

 

می خوای با کی بسازی خاطراتو

که توی لحظه هام خالیه جا تو

 

قراره با دلم عهدی ببندم

که بعد تو فقط خالی بخندم

[ پنجشنبه 19 تیر1393 ] [ 21:31 ] [ محمدabzan ]

دوست ندارم

میخوام بدون تو-این خاطراتو از یاد ببرم

برای اولین باربهت بگم- که دوست ندارم

میخوام برای همیشه مال خودم بمونم

باهیچکی نباشمو تو حال خودم بمونم

میخوام بگذرم بدون شک و تردید-ازت

میرم به سوی تنها شدن- توببخش- معذرت

[ شنبه 4 آبان1392 ] [ 19:49 ] [ محمدabzan ]

دلگیرم از همه دلگیرم از خودم

دلگیرم از نگات-باور کن عاشقم

دارم به سوی تو پر میکشم هنوز

باور کن عاشقم-باور کنم- یه روز

ازتوبرای من چی مونده جز یه غم

رفتی و من هنوز باور نمیکنم

این فاصله چقدر-سرد وکشنده شد

این فاصله برات- برگ برنده شد؟

دنبال تو کجا من که نیومدم؟

باور نکردی تو-من پیش تو بودم..

[ شنبه 4 آبان1392 ] [ 19:46 ] [ محمدabzan ]
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin; mso-bidi-font-family:Arial; mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

قایق کاغذی

عاشقت بودم عاشقت هستم

به دنیای زیبای تو وابستم

آخه تا حالااینجور به کسی دل نبستم

من همون آدم سابق پا بسته ام

من پر از اشکم...

برای بغض اون قایق توی دستت

چطور پس کشیدی از عشقت آره

ناز شصتت...

اینجور که میری...

انگار از اول هیچ حسی نداشتی

تو واسه من حتی دیدن هم نذاشتی

کوچه های من...

پر شدن از خاطرات مه گرفته تو

انقد عزیزن حتی یه لحظه نمیدیدی تو

هدفت این بود...

منو بشکونی از یادت ببری- هرچی که بود

اما نفهمیدی جز تو- توی دلم هیچکسی نبود!

[ شنبه 4 آبان1392 ] [ 19:40 ] [ محمدabzan ]
درباره وبلاگ

علی ابن الحسین(ع) میفرمایند:
دلهای خود را به آنچه از دست رفته نبندید که افکارتان را ازآمادگی به آنچه نیامده باز دارید.

امام علی (ع)می فرمایند:
دوری تو از آنکه خواهان توست کمبود بهره ی دوستی در توست وگرایش تو به آنکه تو را نخواهد سبب خواری توست...
خودپسندی و از خود راضی بودن بدترین حالت روانی است.

آرزوهای زیاد ناشی از فساد عقل آدمیست.
.
انسانها تنها میمانند،چون بجای پل غالبا دیوار میسازند .../نیوتن/
امکانات وب